بدون شرح
ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩٢ : توسط : م.ی

در ترکیه احکام متهمان ۲۷۵ متهم به براندازی دولت اسلامگرا در حال اعلام شدن است. بر اساس احکامی که تاکنون اعلام شده، برخی از متهمان به زندان‌هایی تا ۴۷ سال محکوم شده‌اند + رفتار مرسی در این اواخر + رفتار ارتش مصر در برکناری مرسی + یه سری چیزایی که خودتون می دونید از 88 و 25 خرداد و مسافرهای طولانی مدت اوین و............= سبحان الله از شباهت رفتار دیکتاتورها


 
بهانه6
ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ امرداد ۱۳٩٢ : توسط : م.ی

آرتور شوپنهاور:

همه، حدود بینش خود را با مرزهای جهان اشتباه می گیرند.

ما، سه چهارم خود را غرامت می پردازیم تا مثل بقیه مردم باشیم.

اگر این قدر دلبسته خود نبودیم، زندگی چندان فاقد دلبستگی می شدکه نمی توانستیم تحملش کنیم. (فریبنده ترین شکل تحمل زندگی!)

جان استوارت میل:

یک نفر با ایمان برابر است با نیروی نود و نه نفر که فقط علاقه دارند.

خطر اصلی زمانه ما آن است که این روزها کمتر کسی جرئت می کند نامتعارف باشد.

کسی که درباره موضوعی فقط ار عقیده خود خبر دارد، اصلا از آن موضوع خبر ندارد.

حقایق بسیاری هست که کل معنای آن ها را نمی توان فهمید، مگر اینکه انسان با تجربه شخصی به آن ها برسد.

بسیاری از باورهای ما دروغ های زیبایی هستندکه انسان ها آنقدر تکرارش می کنند تا برایشان تبدیل به چیزی بدیهی می شود.

جنگ چیز زشتی است اما زشت ترین چیز نیست. حالت واپاشیده اخلاقی... که انسان را به این می رساند که هیچ چیز با ارزش تر از جنگ نیست، از جنگ هم زشت تر است.

سورن کیر که گارد(خییییییلی می پسندمش):

مردم آزادی بیان طلب می کنند تا پرهیزشان از آزادی اندیشه را جبران کنند.

اکثر مردم نسبت به خودشان ذهن گرا و نسبت به دیگران عینی اند. (دققققیقا)

زندگی مسئله نیست که حلش کنیم، واقعیتی است که باید تجربه اش کرد.(خیلی طول کشید تا به این رسیدم.)

دعا خدا را تغییر نمی دهد، دعاگو را تغییر می دهد.

زندگی نیروهای پنهان خودش را دارد که فقط با زندگی کردن کشف می شوند.(طبق تجربه خودم می گم که باهاش موافقم.)

فریدریش نیچه(عاااشششششششششقشم):

حماقت در افراد نادر، اما نزد گروه ها، دسته ها، ملت ها و در طی دوران ها یک قاعده است.

وقتی قریحه شخص فروکش کند، وقتی دست از نشان دادن توانایی هایش بردارد، آن وقت است که هویتش معلوم می شود.

در شرایط صلح، سرباز به خودش حمله می کند.(وضعیت ما در سال های بعد از جنگ!!!!!!)

تنها آن کس که عمل می کند، می آموزد.


 
بهانه5
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ امرداد ۱۳٩٢ : توسط : م.ی

فریدریش هگل:

آنچه تجربه و تاریخ می آموزند این است که مردم و حکومت ها هرگز چیزی از تاریخ یاد نگرفته اند یا بر اساس اصول منتج از آن عمل نکرده اند.

یافتن نقص در افراد، در حکومت ها و در پروردگار آسان تر است تا دیدن ارزش و اهمیت واقعی آن ها.

کارل مارکس(آدم جالبیه برام):

اندیشه های حاکم بر هر نسل همواره اندیشه های طبقه حاکم بر آن نسل بوده اند.(به نظر من کلمه "همواره" باید با کلمه "اغلب" عوض بشه.)

عقل همیشه وجود داشته است اما نه همیشه به صورت عقلانی.

سنت تمامی نسل های مرده مانند کابوسی بر مغز زنده ها سنگینی می کند.

تجربه، سعادتمندترین انسان را کسی می داند که آدم های هرچه پرشمارتری را سعادتمند کرده باشد.

کارگران چیزی ندارند که از دست بدهند، مگر زنجیرشان.

تاریخ تکرار می شود، اول به صورت تراژدی و بعد به صورت کمدی.

دین... افیون توده هاست. (اینجا هم به نظر من فعل "است" به "می تواند باشد" باید تغییر کنه.

ژان ژاک روسو:

انسان درستکار تقریبا همیشه از روی انصاف فکر می کند.

اندیشه های کلی و انتزاعی منشأ بزرگترین خطاهای بشرند. (تو قرون وسطی هم اندیشه های کلی و انتزاعی به اوج خودش رسیده بود و دقیقا همون دوران بزرگترین خطاهای بشر رخ داد.)

... این ما هستیم که خود را فریب می دهیم.

آن که بیش از همه زیسته، آن کسی نیست که از همه بیش تر عمر کرده، بلکه کسی است که تجربیاتش غنی تر است.

 

-----------------

(کتاب کوچک فلسفه/ گریگوری برگمن)


 
بهانه4
ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٥ امرداد ۱۳٩٢ : توسط : م.ی

جان لااااااک (هزارتا تالاااااااااایک):

ما کاملا از دستیابی به معرفت کلی عقلی عاجزیم.

آن جا که قانون تمام شود، استبداد آغاز می شود.

غالبا از پرسش های نامنتظره کودکان بیشتر می توان چیز یادگرفت تا از سخنان آدم بزرگ ها.

هراس از شر در اعمال و کردار انسان، اصلی بس موثرتر از تصور خیر است. (خدایییش اینو کم راست نمی گه. یک کم دقت کنید تو خودتون!...)

معرفت هیچ انسانی نمی تواند فراتر از تجربیات وی قرارگیرد.

دیوید هیوم:

انسان دانا باورهایش را با شواهد هماهنگ و متناسب می کند. (بر خلاف افراد خود دانا پنداری که زمام دین دستشونه.)

ایمانوئل کانت:

حقیقت، فرزند زمانه است.

نقش دولت واقعی این است که حداقل محدودیت و مصونیت را بر حداکثر آزادی افراد اعمال کند و هیچ گاه آدمی را شئ نپندار. (................)

متافیزیک، اقیانوسی تیره و بی کرانه و بدون فانوس دریایی است، سرشار از کشتی های شکسته فلسفه.

تنها سرازیری به سوی معرفت نفس راه را به سوی پرهیزگاری و تقوی می گشاید.

مشیت الهی فقط این نیست که باید سعادتمند شویم بلکه این است که باید خودمان را سعادتمند کنیم.

--------------------

(کتاب کوچک فلسفه/ گریگوری برگمن)