ساده ی پیچیده

خب راست می گه دیگه:"گور بابای هر چی چند شنبه س."

خب حق داره "از اعماق جان آرزو کنه کاش تکه سنگی بود در بیابان یا درختی یا پاره ابری."

بی راه می گه "سخت تر از خودکشی اینه که خودتو نکشی"؟ باور کنید... دست کم بعضی وقتا "زندگی کردن از خودکشی سخت تره."

خیلی از اتفاقا این طوره، از جمله خود بودن تو اینجا که "نباید می افتادن و حالا که افتادن ما باید خودمون را عادت بدیم به فراموش کردن اونها."

بازم می گم که "لعنت به این دنیای عوضی بی سر و ته. لعنت به این دنیای هیشکی به هیشکی و هر کی به هر کی که آدم ها حتی برای عاشق نشدن هم اختیاری از خودشان ندارند."

..."تنها چیزی که من از این سلوک چهار ساله فهمیدم اینه که باید به ش(خدا) اعتماد کنی. به حرف هاش، به کارهاش، به تصمیم هاش به انتخاب هاش. البته می تونی انکارش کنی. تو می تونی هر چیزی رو انکار کنی، اما اگه قبولش کردی باید به ش اعتماد کنی. باید به ش فرصت بدی. این جزء قواعد بازیه. باید صبور باشی و بهش فرصت بدی."... "تهِ تهِ تهِ هر سلوکی فقط یه چیز هست، چیزی که بهش می گن اعتماد."

 

تهران در بعد از ظهر/ مصطفی مستور

..................................

تو این پایان ترمی و کسری وقت اومدم این پست رو نوشتم که بدونید هنوز مستور من ادامه دارد که از نگرانی درتون بیارم و یه وقت فکر نکنید مستورم تموم شده!!!

   + م.ی ; ٦:۱۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٠ دی ۱۳٩۱
comment نظرات ()