موجودی به مرکزیت همه جا و محیط هیچ جا

....

برگکی کندم

از نهال گردوی نزدیک،

و نگاهم رفته تا بس دور.

شبنم آجین سبز فرش باغ هم گسترده سجاده.

قبله، گو، هر سو که خواهی باش.

با تو دارد گفت و گو شوریده مستی.

-مستم و دانم که هستم من-

ای همه هستی ز تو،...

آیا تو هم هستی؟

 

اخوان ثالث

   + م.ی ; ٧:۳٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩۱
comment نظرات ()