ظاهرا مُرده ام

چند وقت پیش متوجه یه واقعیتی شدم تو خودم. متوجه شدم چندین ماهیه که دیگه فکر نمی کنم. یعنی دیگه چیزی روح و روانم و ذهنم رو نمی گزه. این چندین ماهی که می گم خیلی زیاده ها. یه چیزی حدود دو ساله. یادمه آخرین باری که شدیدا دچار قبض روحی شده بودم‌، یا دقیق تر بخوام بگم، آخری باری که فکر کردم مهر 90 بود. از روزی که متوجه این مسئله شدم احساس می کنم یه زندگی کاملا انگل وار دارم. تا حالا اینجوری خودم از چشم خودم نیفتاده بودم...

یادمه، اون روزها داشتم عمیق ترین نفس هامو می کشیدم... ولی نمی دونستم که این عمیق ترین نفس ها آخرین نفس ها هم هست...

چند وقت پیش متوجه یه واقعیتی شدم تو خودم. متوجه شدم که یه دو سالی هست مُردم...

   + م.ی ; ۸:٠٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٢ فروردین ۱۳٩۳
comment نظرات ()