نوبت گرفتن یا زنبیل گذاشتن؟ مسأله این است!

چند وقت پیش (که تقریبا می شه خیلی وقت پیش) با یکی درباره عمل "زنبیل گذاشتن تو صف" و اینکه چرا دیگه این عمل مقبول و مرسوم نیست صحبت می کردم. من اصرار داشتم که این عمل فی نفسه فارغ از بار ارزشی مثبت و منفیه و بودن یا نبودنش تو یه جامعه به قرار داد بین عرف بستگی داره ولی طرف مقابل من اصرار داشت که این عمل اخلاقا قبیحه و علت از بین رفتن تدریجی ش هم اینه که فرهنگ آدمها ارتقاء پیدا کرده. برای توضیح چرایی ناپسند بودن این عمل سراغ معنای پشت (یا به قول آرش نراقی: پس پشت!) این کار می رفت: وقتی کسی میاد و تو صف زنبیل می ذاره و می ره، معناش اینه که "وقت من از وقت شماها مهمتره و کارهایی هم که من دارم از کارهایی که شما دارید مهمتره!" ارتقاء فرهنگ رو هم این جوری تشریح می کرد: الان آدما به جایی رسیدن که قائل ان "وقت همه ماها و کارهای همه ماها به یک اندازه مهمه!"

این گفتگو تموم شد. چند وقت بعد از اون چند وقت پیش، تو یه بانک دولتی همیشه شلوغ خیلی شلوغ نشسته بودم. دیدم خیلی ها از در وارد می شن، سراغ دستگاه نوبت دهی می رن، نوبت می گیرن، یه نگاهی به تابلو ها می کنن که ببینن الان آخرین شماره ای که رفته پشت باجه شماره چنده، پیش خودشون تخمین می زنن چقدر زمان می بره تا نوبت اونها بشه و می رن.

با خودم پرسیدم: فرق این عمل با زنبیل گذاشتن چیه؟!

فرقی بین شون ندیدم!

از اون به بعد دستگاه های نوبت دهی تو بانک ها پیش من تبدیل شدن به: دستگاه های زنبیل گذاری مدرن!

شاید اگه شماها فرقشونو بهم بگید، دوباره حیثیت دستگاه ها رو بهشون برگردونم!

   + م.ی ; ٧:٥٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩۳
comment نظرات ()