وقتی دیگری حرف هایت را می زند

1. وقتی همه آنچه می دانی ذوب شود دیگر رها شده ای.

2. چقدر آدم!

3. چرا آدم ها نمی توانند در یک دیگر فرو بروند؟

4. در جاهای شلوغ دلشوره داشتم که چه طور میتوانم خودم را از میان این همه آدم بیرون بیاورم. به خودم می چسبیدم تا گم نشوم.

5. کاش می توانستم از خودم بپرم بیرون.

6. برای لحظه ای از اینکه در خودم گیر کرده بودم دلم به هم خورد.

7. به نظر من آنهایی که هیچ چیز نمی دانند خوشبخت ترند.

8. - دلم برای فیلسوف ها می سوزد.

    - چرا؟

    - برای اینکه یک عمر جان می کنند بفهمند چی به چی هست و آخرش هم خیال می کنند فهمیده اند، اما نفهمیده اند و همین طور می مانند تا بمیرند.

    - از کجا می دانی که نمی فهمند چی به چی هست؟

    - برای اینکه اگر می فهمیدند چی به چی هست دیگر فیلسوف نمی ماندند.

9. - می ترسی؟

    - بله آقا، من خیلی می ترسم.

    - از کی؟ از چی می ترسی؟

    - از خودم. از دنباله خودم می ترسم.

10. - اعتراض دارم!

     - به چی؟

     - شما ما را گول زدید. آن پایین هیچی نمی شد پیدا کرد. آن جا حتی خودمان را هم فراموش کرده بودیم. شما زیادی از ما توقع داشتید. این درست نیست.

    - آن پایین چطور بود؟

    - تاریک بود. تاریکِ تاریک.

11. - تو خوشبخت بودی؟

     - نه.

     - چرا؟

     - چون هیچ کس مرا نمی فهمید. خسته شده بودم.

     - زندگی سختی داشتی؟

     - زندگی؟ من زندگی نمی کردم. من فقط زنده بودم.

12. آن پایین آدم ها همه در جزئیات تباه می شدند اما کسی به جزئیات اهمت نمی داد. همه در فکر کلیات بودند. در کلیات انسانی وجود نداشت.

13. مادرم از اتاقش بیرون می آید. یک بشقاب خرما با خودش آورده است. به من تعارف می کند و می گوید نذری آورده اند. می گوید: "این خرما هم از داروهای دکتر برای من خوب تر است و هم از این کتاب ها که درس می دهی برای تو بهتر است." با تعجب نگاهش می کنم و او ادامه می دهد: "چون ایمان ما را زیاد می کند."... مادرم چیزهایی می گوید که هرچه سعی می کنم معنای آن ها رابفهمم نمی توانم. می گوید از اینکه در دنیای به این بزرگی کسی به فکر خدا نیست غمگین است؛ آن قدر دلش برای خدا می سوزد که گاهی شب های جمعه تا صبح برای او گریه می کند. می گوید: "گاهی هوس می کنم بمیرم."

 

عشق روی پیاده رو/ مصطفی مستور

/ 5 نظر / 21 بازدید
ف.خ

سلام پس بجای فلسفه خوندن برم آش فروشی؟! لااقل گیج نمیزنم![زبان] مستور فوق العادست توی بیان حالات درونی. عاشق نوشته هاشم. فقط خانومی انقدر فرورفتی که نمیشه درت آورد ها!

elahe

سلام.مستور یعنی چی؟

mohammadtehrani

خوبه یکی اینقدرکتاب بخونه از اون بهتر اینکه اطلاعات وخوندهاشو دراختیار دیگران قراربده ممنون ازاین مطالب زیبا